عشق و حسرت

همیشه عاشقتم وعاشقت میمونم
نویسنده : نادیا - ساعت ۱٠:۱٦ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢٩ امرداد ،۱۳۸٧
 

ای همه وجود من              نبود تو نبود من

نمیدونم چرا این روزا این جوری شدم،هر روزعاشقتر میشم.

این روزا.روزای خداییه.روزای جشنه روزای پاک وآسمونیه...خیلی ها توشادی هاشون اونایی رو که دوستشون دارن فراموش میکنن وفقط شاد میشن.........اما من...خدایا... اما من این روزا خیلی بدتر دلم میگره و دوریشو بدتر احساس میکنم..........

خدایاااااااااااااااااااا خودت کمکم کن.....

یه واقعیته که میدونم خدا بهتر از من میدونه.هروقت با خدادرددل میکنم ومیگم خدایا یادشو از دلم،از خاطرم دور کن.....اما خدا خودش بهتر میدونه که ازته دلم نمیگم.

واقعا هرروز بیشترعاشقش میشم نمیتونم دوریشو تحمل کنم.  

میدونم از دست من خیلی ناراحته ولی به خدا همه این کارا به خاطر اینه که خیلی دوستش دارم.

واسه همینه که میخوام از زندگیش برم کنار و با خاطراتش زندگی کنم...

ولی هرگز نمیخوام اون حرفی رو که مقدمه وبلاگم نوشتم(عشق و حسرت) به حقیقت تبدیل بشه.ای کاش نشه...........ولی کم کم داره واقعی میشه....

همون روز خودمو از این دنیای نامرد خلاص میکنم وراحت میشم از این دنیا.

آْره...........به قول یکی از دوستام زندگی برای منم بدجوری یکنواخت شده.

ولی من باترک کردنش یه لحظه هم تو این دنیا شادی وخوشی ندارممممممممممم

اینو بهش قول می دم.                 

           فقط یه جمله دارم براش:

همیشه عاشقتم وعاشقت میمونم    


 
comment نظرات ()

 
برای تو مینویسم
نویسنده : نادیا - ساعت ۳:٢٠ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٢٧ امرداد ،۱۳۸٧
 

دارم برای تو مینویسم برای عشق قشنگم عشقی که هیچوقت تودلم نمی میره . مدتهاست که نوشته هام مخاطب خاصی نداره.مینویسم واسه دل تنگم.واسه عشق قشنگم....عشقی که باید ازهمون اول راه فراموشش کرد واون رو هم مثل خیلی از اتفاقای زندگی دست خاطره ها سپرد ...

 ولی اینبار... اینباردارم برای تومینویسم،فقط وفقط برای توووو

برای پاکی وصداقت توووو...

میخوام از احساس پاکی بنویسم که من،بعد ازاون همه تجربه،جلوش کم آوردم....

ازدلی بنویسم که دریاست...

از نگاهی که پاک تراز آب زلال چشمه هاست.....

ازدستای مهربونت که وقتی تودستام بود تموم سردی وسختی زندگی روفراموش کردم....

ازچشایی که باچند حرف ساده، خیلی زودخیس میشه...

ازلیاقتی بنویسم که خیلی کم پیداشده دروجودمن...

و بالاخره ازدلم بنویسم،که امشب خیلی گرفته....خیلی زیاد....... می شینم با خدای خودم ازتو میگم از عشقمون میگم از روزگارمون میگم ودلمو خالی میکنم...از دلتنگی تو به آسمون نگاه کردم ستاره های آسمون خدا نقش تورو واسم کشیدن.. کاشکی میدی که چقدر نگات کردم و تماشای چشمات ،چشمایی که هیچ وقت دروغ نگفت...،

آره دلم بد جوری امشب دلش گرفته..حتی بیشترازابرهای آسمون چشمات....بیشتراز هرروز دیگه....میدونی همچین بگی نگی،یه هوا،خسته ام....... البته از یه کم خیلی بیشتر خسته ام


 
comment نظرات ()

 
سلام به همه ی دوستای خوبم.
نویسنده : نادیا - ساعت ٧:٠۱ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ٢۳ امرداد ،۱۳۸٧
 

سلام به همه ی دوستای خوبم.

همه دوستای گلی که تو این مدت که قصد داشتم وبلاگمو ترک کنم بازم بهم سر می زدن

ومنو با حرفها وتجربه های خودشون راهنمایی کردن

راستش من نتونستم از این همه دوست خوب ووبلاگم که خونه ی دلتنگی هامه دل بکنم و دیگه چیزی ننویسم... من اومدم چون نتونستم شما دوستای گلم رو فراموش کنم... اومدم ولی میخوام بازم از عشقم بگم...

ولی میخوام از عشق واقعی واقعی هم بگم.یعنی همون خدای مهربون بگم.چون از نوشته های وبلاگ بعضی از دوستای گلم :داداش احمد عزیزم.وعروسک خدا .بعضی حرفای آبجی گلم نسرین جون.وراهنمایی های وکمکای دوست خوبم هستی مهربونم وپرویز.گیسوی عزیزم.عسل مهربون و... فهمیدم عشق واقعی کسی یا چیزی نیست به جز خدای مهربون..

خیلی ها نظر دادن که واسه رسیدن به عشقت بجنگ ، با تموم دنیا بجنگ ...

اما حالا خودم از حرفها وراهنمایی های تموم دوستای گلم به این نتیجه رسیدم که همه چیزو بسپارم دست خدای مهربون ،هر چی اون خواست همونه...

راستش وقتی فهمیدم رسیدن به عشقم محاله از خدا خیلی بدم اومد ولی دروغکی به همه میگفتم هنوز خدا رو دوست دارم .اما واقعیتش این بود که دیگه اصلا خدارو دوست نداشتم.وحتی بهش رو نمی کردم

ولی دوست صمیمی وخیلی خوبم که از طریق چت باهاش آشنا شدم که محمدعلی اسمشه

خیلی باهام صحبت کرد و ازخدا وخوبی هاش وفرستاده های خدا برام گفت.حدیث ها وسخنای زیادی از بزرگان گفتاونقدر که دوباره حتی بیشتر از قبل به خدا علاقه پیدا کردم... 

 تو این مدتی که تو وبلاگم چیزی ننوشتم وچیزی آپ نکردم به حرفای دوست گلم محمد علی وداداش احمدم فکر کردم وتصمیم خودمو گرفتم که خود خدا همه کارا رو درست میکنه ودیگه قصد دارم از عشق خدایی هم بگم...

وبلاگمو با همین اسم میذارم تا خاطرات گذشته ها تو ذهنم بمونه...

امیدوارم  خدا حرفها دردای این بنده گناهکارش رو ببینه وبخونه و منو ببخشه وکمکم کنه

 

 چشماتو ببند و چند تا آرزو کن

توی محراب  دلت یه قبله روکن

دستاتو بگیر بالا خدا خدا کن

نگو دیره از همین لحظه شروع کن

اون خدایی که میگن  حالا همین جاست

با تو گریه میکنه با تو می خنده

بگیر هر چی که میخوای ازش بگیری

آخه اون در روی هیچکس نمی بنده

قلب تو پاکه دلت یه آسمونه

گریه کن بذار تا اشکاتو ببینه

نگو پیشش رو سیاهی، بی وفایی

نمیتونه غم و درداتو ببینه

گریه کن ،بهش بگو که خیلی وقته

 دلت اندازه یه دنیا گرفته

گریه کن ازش بگیر هر چی که میخوای

آخه سجا ده ات بوی خدا گرفته

* خدایا خیلی دوستت دارم *

 

 

 


 
comment نظرات ()

 
زمزمه های دلتنگی من توآخرین لحظه خداحافظی..
نویسنده : نادیا - ساعت ٢:٤٦ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٩ امرداد ،۱۳۸٧
 

زمزمه های دلتنگی من توآخرین لحظه خداحافظی..

حرف آخر دلم واسه دوستای گلم

دوستای گلم دیگه حوصله وبلاگمو ندارم دیگه حوصله زندگی کردن ندارم میخوام برم نمیدونم میام باز به وبلاگم یا نه اما دیگه خسته شدم.... اونقدر دلم واسه محمد تنگ شده که هیچی دلتنگی منو کم نمیکنه... حتی وبلاگم که خونه ی دلتنگی هام بود.....

رفتم مگو اورفت ووفا نداشت           راهی به جز گریز برایم نمانده بود

شاید یه وقتی اومدم.....ولی فقط واسه نوشتن حرفایی که دیگه نمیتونم به محمد بزنم ازهمه دوستای گلم ممنونم که منو تو این مدت تنها نذاشتن.... شاید دیگه نتونم بیام بهتون سربزنم ....ولی هروقت نیاز به دردل داشتم میام........... دوستتون دارم. همتون گلید........

یک نفر دلتنگ است
           یک نفر می گرید
                  یک نفر سخت دلش بارانیست
یک نفر در گلوی خویش بغض خیس و کالی دارد
       یک نفر طرح وداع می کشد روی گل سرخ خیال؟

این شعرا وترانه هارو نوشتم واسه آخرین بار چون با شنیدن اونا همیشه یاد محمدو توذهنم زنده میکنه میدونم دیگه نمی بینمش دیگه هیچوقت نمی بینمش.وعشق صدای میان فاصله هاست.صدای فاصله هایی که غرق ابهامند.... دوباره یه گوشه می شینم و واسه دلم میخونم..... هنوز توحسرت تو مهربونم ولی نمیشه واینو میدونم...... دوباره نمی خوام چشای خیسموکسی ببینه.... یه عمره حال وروز من همینه

            دوباره شعرام بوی غم گرفته....کسی نفهمید غمم چی بوده....دلیل یک عمر ماتمم چی بوده      

اگه عاشقم،بهانه ام تویی................تقدیم به عزیزترینم 

***********

تو که عروسکی تو که ملوسکی

دیوونه ی اون چشاتم

توکه با نمکی یه دونه ای تکی

هر جا که بری باهاتم

تو که جونمی مهربونمی

میخوام باهام بمونی

تو که نفسی واسه من بسی

میخوام باهام بمونی

تو بهم میگی چه جوری؟

دلم واست تنگه بیااااااااااااااااااا

*********

بهانه ی ترانه ی ساده ی عاشقانه می

برای زنده بودنم تو بهترین بهانه می

تو مثه یه روز قشنگ آفتابی

اومدی به آسمون قلبم بتابی

اومدی از سرزمین آرزو

نقره ای تر از شبای مهتابی

بهانه ی ترانه ی ساده ی عاشقانه می

برای زنده بودنم تو بهترین بهانه می

اومدی تا ستاره های آسمون

با نگاه ناز تو مال من بشن

گلدونای اطلسی باغ دلت

مهمون خونه ی خیال من بشن

اومدی با یه دنیا قصه قشنگ

اومدی تا آغوشم واسه تو باز بشه

اومدی که واسه همیشه زندگیم

تو بهشت رویاهات رها بشه

مگه میشه نباشی تو حریر خاطرم

مگه میشه نگذری از کنار پنجرم

مگه میشه بی هوات لحظه ای نفس کشید

مگه میشه با چشات  مگه میشه با چشات

 رنگ خوشبختی رو دید

بهانه ی ترانه ی ساده ی عاشقانه می

برای زنده بودنم تو بهترین بهانه می

**********

خیلی دلم واست تنگ شده

تورو خدا بیا سر بزن به خونه دلم

  ***********

شعروغزل نمیتونه وصفت کنه

هرکی دیدت نمیتونه ترکت کنه

هیشکی به جز من که برات میمیرم

از ته دل نمیتونه درکت کنه

از در که میای خورشید در میاد

نسیم آرزوم خوش خبر میاد

ترانه با سحر میاد

ندیدم ندیم گلی مثل تو ندیدم

به آرزوم رسیدم

شعروغزل نمیتونه وصفت کنه

هرکی دیدت نمیتونه ترکت کنه

هیشکی به جز من که برات میمیرم

از ته دل نمیتونه درکت کنه

نه نه نه از ته دل نمیتونه درکت کنه....

تو لایق واژه ی صد آفرین هستی

دوستت دارم عزیزم

***********

متولد ماه مهره و رودست نداره عشقم

لنگه شو پیدا کردین جایزه بگیر از من حالا

عشقم عشقم میخونم با دلی شاد اینم کادوی عشقت

تولدت مبارک باد دلت شاد ولبت خوش

چوگل پر خنده باشی

بیا شمعا رو فوت کن که صد سال زنده باشی

بدو شمعا رو فوت کن که صد سال زنده باشی

اینی که میخونی اینجا فقط نمونه شعره

آخه پاییز هرسال تولد عشقمه

**********

نمیاد اونی که دلم میخواد

نمیاد اونی که عمر منه

دوباره دلم میخواد ببینمش

اونی که اصلا نمیاد

**********

تو دنیای منی آخر رقصیدنی

شعر آخر منی فقط فقط مال منی

من برات بیس میزنم

تا تورو برقصونم....

با این ترانه یاد عروسی آجیم می افتم که بدجور یادتو محمدم می افتم نمیدونم چرا

کاش می شد داد بزنم بگم دوستت دارم

***********

خداحافظ گل نازم

قول میدم وقتی که نیستی ،عکستو بغل نگیرم

قول میدم روزی هزار بار ،واسه ی اشکات نمیرم

قول میدم وقتی که نیستی ،پای عشق تو نسوزم

قول میدم در انتظارت ،چشمامو به درندوزم

میدونی که خیلی خستم، میدونی دلم گرفته

میدونی دوریت عذابه، میدونی گریه ام گرفته

همیشه تو مهربونی واسه این قلب شکسته

واسه این حس غریبم که فقط دل به تو بسته

دیگه از آخر قصه حتی یک لحظه نمونده

**********

واسه همیشه خداحافظ

خداحافظ.خداحافظ

                           خدانگهدارعزیزم

 

 

 

 


 
comment نظرات ()

 
 
نویسنده : نادیا - ساعت ٩:٢٩ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ٩ امرداد ،۱۳۸٧
 

nm


 
comment نظرات ()

 
دلم برات تنگ شده جونم
نویسنده : نادیا - ساعت ۱٢:۱٥ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۸ امرداد ،۱۳۸٧
 

دلم برات تنگ شده جونم

می میرم برات

می میرم برات     

     نمی دونستی که من می میرم

                بی تو بدون چشات

نمی دونستی که  

دلم بسته به ساز صدات

می میرم برات         

********        

         به تو نگم به کی بگم      

                    این روزا دارم می میرم....       

         دعا کنون گریه کنون

سرمو بالا میگیرم

همش تو فکرم که یه روز

 تو رو دوباره ببینم                   

********     

      تو فکرتم، تو فکرتم     

دارم دیوونه میشم     

تو فکرتم                   

دل داره پرپر میزنه                  

تو این شبای بی کسی        

فقط تنهایی با منه

توفکرتم،همش دارم         

            ثانیه هارو می شمرم

فقط به یاد عشق تو    

     چشمامورو هم میذارم

عقربه ساعت عشق     

 نبظش تو دستای توئه             

لحظه به لحظه قلب من 

      غرق تمنای توئه

*******

دلم برات تنگ شده جونم

میخوام ببینمت نمیتونم           

بین ما دیوارای سنگی            

فاصله یک عمره میدونم 

بغض ترانمو شکستم 

میخوام بگم عاشقت هستم    

توهستی تمام هستی ومستی وراستی من   

توهستی سنگ صبورم ونگاه دورم ولبهای بسته من 

دلم برات تنگ شده جونم

*********

گل خوشگلم         

  هنوزم با توام تا آخرین شعر....              

هرجا که هستی باورمکن             

بدون، با یادتوتنهاترینم  

هنوزم زیر رگبار ترانه       

کنار خاطرات تو میشینم               

*********

ارغوان شاخه همخون جدا مانده من           
آسمان تو چه رنگ است امروز ؟؟؟
آفتابی ست هوا ؟؟        
یاگرفته ست هنوز ؟؟
من درین گوشه که از دنیا بیرون است
آسمانی به سرم نیست              
از بهاران خبرم نیست       
آنچه می بینم دیوارست
هرچه با من اینجاست                 
رنگ رخ باخته است
آفتابی هرگز  
گوشه چشمی هم                  
بر فراموشی این دخمه نینداخته است            
اندرین گوشه خاموش فراموش شده ،  
یاد رنگینی در خاطر من
گریه می انگیزد :   
ارغوانم آنجاست...    

       

خدایا به این آدمای ظالم بفهمون

 که من چقدر دوسش دارم

دوستت دارم گل خوشگلم

 


 
comment نظرات ()

 
 
نویسنده : نادیا - ساعت ۱:٤۸ ‎ب.ظ روز شنبه ٥ امرداد ،۱۳۸٧
 

امروزخیلی دلم واست تنگه محمد خیلی...اونقدرکه سراغ اون دفتر خاطراتم رفتم دفتری که 4ساله به نام توگلم تموم خاطرهای باهم بودنمون رو توش نوشتم.دفتری که هیچ وقت فکرنمیکردم زمانی درموردش چیزی بهت بگم...دفتری که تو این 4سال تنها همدم گریهای من بود،تنها رازدارمن بود،تنها کسی که ازتو براش میگفتم،تنهاکسی که تو این 4سال منو درک میکرد

تویی که اولین وآخرین کسی هستی که بهش فکرمیکنم،توتنهاکسی هستی که خیلی ساده دلمو بردی به آسمون نگاهت،تویی که من از همون لحظه باکارات،رفتارات،خنده هات ونگاهات دیوونت شدم........

نمیدونم به وبلاگم میای یانه،اما اگه میای،اگه هستی،بدون که خیلی دلم برات تنگ شده... میخوام بگم این عکسو واین شعرو به یاد اون روز....واست گذاشتم.یاداون روز قشنگ...امیدوارم یادت باشه عزیزم که چه روزی رو میگم...میدونم که یادته میدونم..........

تقدیم به عزیزترینم،به اونی که خیلی دلم واسش تنگ شده

و حق دیدن همدیگه رو ندارم...


 
comment نظرات ()

 
 
نویسنده : نادیا - ساعت ۱٠:٢۸ ‎ق.ظ روز شنبه ٥ امرداد ،۱۳۸٧
 

دوستت دارم

اگه من شاخه خشکم
نفس سبز یه برگی
اگه من شیشه ی ماتم
تو تلنگر تگرگی

حسرت خاکم اگه من
دعوت شرشر‌ آبی
اگه من خسته درختم
تو برام بالش خوابی

اگه نوحم تویی عمرم
اگه صبرم تویی ایوب
تو صدایی من سکوتم
تو طلوعی من شب و روز

عشق تو یه سرنوشته
بوی تو بوی بهشته
خدا اسمتو تو قلبم
با دوستت دارم نوشته
دوستت دارم

تو عزیزی ،تو امیدی ،تو شکوهی ،تو مرادی
تو طلوعی ، تو نجاتی ،تو بزرگی ،تو زیادی
تو دلیل لحظه هایی ، مقصد نوشته هایی
ای تنت شعر نوازش
تو تن فرشته هایی

عشق تو یه سرنوشته
بوی تو بوی بهشته
خدا اسم تو رو تو قلبم
با دوستت دارم نوشته

                                    دوستت دارم

تقدیم به محمد عزیزم......

 


 
comment نظرات ()