عشق و حسرت

بای بای دو هفته ای
نویسنده : نادیا - ساعت ٩:٤٩ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱٢ تیر ،۱۳۸٧
 

 

سلام به همه ی دوستا ی عزیز من.....

من اومدم یه خداحافظی دویافوق فوقش سه هفته ای(تا یکم مرداد)با همتون بکنم.آخه دارم واسه کنکورفنی حرفه ای رشته نقاشی میخونم.وچون من به عشقم (محمد) قول دادم بکوب درس بخونم که همین امسال قبول بشم...بااینکه اونم به من قول داده که درس بخونه امااون نمیخونه.... بدقوله....آخ آخ اگه اینو بخونه منو میکشه....به هرحال دوستای گلم من دلم

 نمی یادخداحافظی کنم.ازهمتون:

جوادجون،خردرچمن،عرفان جونم،هستی مهربون ، محبوبه ومیلاد، کوروش عزیز،سامان گل ، مخصوصا احمدجون که دلم واسش تنگ شده،سارا خانم،ابدیت،مریم خانم،دلم گرفت،عباس جون بدون عشق،رهامریم وعسل جون که مثل خودمه ومهساکه بی وفا شده وبخصوص عشق خودم محمدعزیزم و ..........

و همه ی دوستای دیگه ای که باعرض شرمندگی وقت نکردم اسمشون روبنویسم یه دنیاتشکر میکنم که همیشه منوواین کلیه ویرونه من روقابل دونستین وبه من سرزدین ومیزنین...بازم تشریف بیارین ومنو خوشال کنین......این دو سه هفته رونمیدونم چطورتحمل کنم خیلی سخته واسه خودم....من همیشه بیادتون هستم ومنتظرم تااین مدت هم تموم بشه وبهتون سربزنم..

دلم واسه همتون تنگ میشه.........

 

خداخافظ همین حالا

 

 

 


 
comment نظرات ()