عشق و حسرت

خداحافظ عشق من
نویسنده : نادیا - ساعت ۳:٢٦ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢٧ تیر ،۱۳۸٧
 

خداحافظ عشق من

واسه رسیدن به تو دیگه چیکار کنم .؟؟؟؟؟؟؟؟

دل دیوونه ی منو کسی نمیتونه ببینه که شده دربه درو.......

دل دیوونه ی منو کسی نمیتونه ببینه زد به سیم آخرو.......

 به خدا اشکی نمونده، دلم انگاری غروبه

همه زندگیم خزونه وایییییییییییی

از تو گذشتم چون نمیتونم ببینم اشکاتو.....

 

امروزادیگه اون نیست.باورم نمیشه که زمونه اینقدر باآدما بی وفا باشه...دیگه اون نیست ونمیدونم ازکی وازچی بگم جزغم دوری.....ازاون روزایی که تو رویاها فکر میکردیم مال همیم خیلی ساده وعاشقونه....آره فکر می کردیم که یکی اون بالا بالاها داره صدای مارو می شنوه و به دوتا ازبنده های عاشقش کمک میکنه...آره......اما خدا کمکمون نکرد....اون خدایی که همه میگفتن بهش رو بنداز کمکمت میکنه آخه طاقت زجر بنده هاشو نداره .....اماخدا بازم کمکمون نکرد.... اونقدرکه دیگه من واون جدا شدیم... باورم نمیشه توی روزی که میخواستیم عهد باهم بودنمون رو تازه تر کنیم بایدازهم جدا میشدیم  فقط به حکم روزگار........ شاید اصلا صدای مابه گوشت نرسیده.....شایداصلا نمی دیدی اون همه شبایی که تاصبح گریه میکردیم واسه هم...دعا میکردیم که خدایا مارو بهم برسون.....باورم نمیشه.................... خدایا خیلی دلم پره...

نمیدونم اون الان کجاست... نمیدونم که دیگه دست از رویاهاش برداشت یا نه... نمیدونم دیگه فهمید که من واون دیگه مال هم نیستیم...نمیدونم فهمید که زمونه کینشو روی ما خالی کردو.....ولی اینو میدونم که اون مثل من چه حالی پیدا کرده حالا که فهمیده ما بیگناه داریم تو آتیش یه زخم وکینه قدیمی میسوزیم..........حالا که میدونه که داریم خیلی بی گناه به جای یه گناهکار بالای طناب دار میریم............ونمی تونیم کاری کنیم........

 

شایددیگه قسمت نشه ببینمت عشق من

شاید دیگه خاطره شه،لحظه های تو ومن

کاشکی بدونی رفتنم،فقط به خاطر تو بود

دستات میرن به سرنوشت،عشقت هنوز تو قلبمه

همیشه زنده میمونه با یاد تو ترانه هام

منو ببخش اگه بازم،اشکام چکیدرو نامه هام

دیگه تموم شدفرصتم،تو خاطرم همیشه هستی

تموم خاطرات خوشم .تویی.م.،خدا نگهدارت باشه.....................


 
comment نظرات ()