خاطره با هم بودن

تا صادقانه به او عشق بورزم .

تقدیم به اونی که میدونم ازم دلگیره .ولی من هنوز همون جوری دوستش دارم  گل من . . ...یه دنیا معذرت منو پذیرا باش .  تقدیم به تو گل من .م. با دنیایی از عشق

-----------------------------   

من نمیدونم چه طور شد ، من چه جوری دل سپردم

من فقط دیدم که چشمات ، پر بارونه و خواهش

عاشقونه منو برده ، تا ته حس نوازش

سورینا .ن. تقدیم به عزیزتینم که ازم دلخوره  محمد

----------------------------

میدونم کشور آلمانو دوست داری پس به زبون آلمانی بهت میگم :

Ich Liebe dich .M.

دوستت دارم .م.

سورینا  .ن. تقدیم به گلم . محمد

-----------------------

دوستای گلم نظراتونو به ایمیل من بفرستید .... تورو خدا نظر بدین.

  حرفایی رو که نتونستید به عشقتون بزنید برای من بفرستید من توی ایمیلم براش مینویسم  .

nadyamohally@gmail.com ایمیل من :   

nadya111000.persianblog.ir: وبلاگ من

حرفایی که چهارسال توی سکوت ماند .چهارسال به انتظار ماند .چهارسال مهر سکوت برزبان خود زدموهیچ نگفتم ... اما گلم میدانستم که روزی طاقتم به سر می آید و..... چهار سال در حسرت تو ماندم تامدتی پی دریافتم که تو هم همانند من عاشقی . ببخش نمیگویم عاشقی، میگویم گرفتاری ،گرفتار دوست داشتن زیرا که فهمیدم دوست داشتن از عشق برتر است .... پس از چهار سال انتظار در جاده عشق تو بالاخره آمدی... آمدی دل مرا در عشقت سوزاندی... و چه زیبا به من گفتی که دوستت دارم ومرا به اوج خوشبختی بردی .هرچند که در آن لحظه که باید میگفتم دوستت دارم نگفتم یعنی نتوانستم ..... ومن حالا به تو گلم میگویم که عاشقانه دوستت داشتم و دارم و خواهم داشت... حتی اگر دنیا هم جلویم بیاستد .من تورا میخواهممممممم 

به امیدی که حرفامو بخونی. حرفامو اینجا نوشتم بیا عزیزم بیا که دل بی تو آرزوی مرگ دارد ورویایش مرگ است ................ از من دلگیر نباش ........ مهربانم.

نظر بدین دوستای عزیز واسه این دل تنگم

تقدیم به ..م.. از طرف سورینا .ن.

لحظه های تلخ انتظار برای رسیدن پیامی از تو ....

گل من... دل غم زده ی من، هوای پرواز کردن توی آسمون چشاتو داره ..... دلم میخواد پرواز کنم و برسم به تو ای عشق من .... رسیدن به تو ای گل معطر من ...رسیدن و دیدن همه عاشقای دلشکسته مثل منو تو...دلم میخواد پرواز کنمو پروانه هایی که بال هاشون رو در آتش شعله شمع سو ختن رو تماشا کنم و.... ولی چاره چیه؟..... جز اینکه عکس تو را در رویاهام بکشم و به یاد خاطره های شیرین اون روزها بیافتم به یاد چهره ی زیبا و لب خندان تو...و حسرت روزهای با تو بودن رو بکشم... ای کاش به دل پاک و مهربونت برسم...ای کاش تو رو ببینم تو این روزای تلخ ...ای کاش حتی برای یک ثانیه ببینمت عشق قشنگم و دل برای لحظه ای از غصه رها شود........چرا نیستی ؟ چرا ؟چرا از چشمان عاشقم عشق را نمی یابی.. دل پر تب وتابم را آرام نمیکنی....نکند بعد این همه انتظار دیگر مرا نمیخواهی...ای کاش به تو برسم... و آنگاه آنقدرقدرتمند میشوم که همه ی دستهایی که از هم جدا مانده اندرا به هم می رسانم تا دیگر هیچ عاشقی مثل من از درد آرزوی مرگ نکند ودیگر هیچ عاشقی در این دنیا نباشد که بادلی شکسته به انتظار عشق خود ننشیند....با اینکه میداند...........................

اما چه کنم که تو نمی آیی به دیدارم....گل من آنقدر دلم برایت تنگ شده که حتی خاطرات با هم بودنمان هم دردم را دوا نمیکند ...آنقدردلم برای آن لحظه هایی که بی صبرانه انتظارش را میکشم و به امید آن زنده ام تنگ شده که ...دیگر طاقت انتظار ندارم . کاسه صبرم چندین سال است که لبریز شده ،ولی تو هنوز ....ای کاش بدانی  که من بی تو هیچ هدفی ندارم ... از وقتی که تو به سرنوشتم پا گذاشتی تو شدی هدف زیبای زندگی ام و بدون تو هیچم هیچ....

دلم تنگ شده برای اون خندیدنات ، واسه اون شیرین زبونیات ، واسه اون اذیت کردنات ... واسه همه ی کارات دلم تنگ شده...کاش بدونی من بدون تو با هیچ کس دم ساز نمی شم...بدون تو میشم یه آدم تنهای تنها و بی خبر از خودم ... یه خسته ی دلشکسته ... چه طور برات خستگی هامو بنویسم ...وقتی با توهستم مثل یه آب زلال توی یه چشمه ام اما وقتی تونیستی مثل لجن گندیده ی توی باتلاق تنهایی ام ... من غریب بودم تو این دنیا اما بدون تو غریبتر شدم.... تو ای آشنای قدیمی قلب خسته ام ای کاش به دیدنم بیایی و باز هم همان آشنای دیرینه ی قلبم بشی که الان دیگه چهار ساله که تو قلبم خونه کردی و........

توی این چهار سال من روزامو بدون اینکه زندگی کرده باشم گذروندم ، بی هدف، تنها، بی تو ....توی تمام این مدت فقط لحظه های با تو بودن و تو رو دیدن برام شده زندگی ، شده لحظه های مثبت زندگی من وبقیه روزها پوچ وخالی.. اگه تو نباشی ... برام چه فرقی میکنه که خورشید میتابه یا نه ... چون بدون تو روح من همیشه سرد و یخ زده است... چه فرقی میکنه که زنده باشم یا مرده .. چون بدون تو یه مرده به حساب می ایم...مرده ای که فقط با دستای گرمو مهربونت زنده میشم ... بدون تو حتی نمیخوام یه لحظه زنده باشم تا بدونی تو .م. تمام زندگی منی ...

کاشکی جوابموبدی .... حداقل بگو که نوشته هاتو خوندم ... تا خوشحال باشم از این که نوشته هامو که برای تو نوشتم خوندی........کاش که با قلب دریایی ات مرا ببخشی................

 

گل من اینو بدون که هیچ وقت کسی جای تو رو توی قلبم نمی گیره ،هیچ وقت ... دل من اونقدر بزرگ نیست که  هر دقیقه عاشق یکی بشم.

من همیشه وهمیشه عاشق تو بودم وهستم ....

فکر میکردم عشقمو از تو چشمام خوندی ولی.............

---------------------------------

کاشکی تو نگاه آخرعشقو تو چشام میخوندی

تو چی کردی با دل من عشقمو انگار ندیدی

قلب تو انگاری نشنید التماس اون چشامو

تو چی کردی با دل من ندیدی غم نگامو

 

----------------------

تورا گم کرده ام امروز ...وحالا لحظه های من ..گرفتار سکوتی سرد

وسنگینند..وچشمانم...که تا دیروز به عشقت می درخشیدند ...نمی دانی چه

غمگینند ..چراغ روشن شب بود ..برایم چشم های تو.. نمی دانم چه خواهد شد....پر از

دلشوره ام... بی تاب ودلگیرم.....کجا ماندی که من بی تو هزاران بار،در هر لحظه می میرم

از طرف یه عاشق کوچولوسورینا.ن.واسه یه عشق بزرگ  .محمد.

---------------------------

نظر بدید دوستای عزیز ایمیل من:nadyamohally@gmail.com

تشریف بیارین.... خوشحال میشم

 

 

یه نظر کوچولو واسه این دل عاشق من .خواهشا یادتون نرههههههههههههههههه.....

 

تقدیم به اونی که بعد از خاطره اون مسافرت عاشقانه عاشقش شدم تقدیم به.م. از طرف سورینا بهمحمد

.. طلوع عشق:          بیاد اولین مسافرتی که..............

گل من ... یادته اون روز ... توی مسافرت ...چهار سال پیش بودیادته؟... توی یکی از روزای عمرم، یه روز خیلی خوب برای من فرارسید ...روزی که من ناخودآگاه وبی خبر به درد عشق مبتلا شدم.... دردی که تا اون موقع مبتلا نشده بودم... حسی نو.. حسی تازه .... مدت زیادی از عشق من درسکوت و تنهایی وحسرت گذشت ...دوسال گذشت تا که فهمیدم تو هم عاشقی ولی مهر سکوت برلبت زدی وفقط به دیدن من از فاصله دور قانع شدی ... تونمی دونستی که من توروهمیشه سرراهم میدیدم...دو سال تمام ،دوسال بیشتر صبحها می اومدی رو بروی خونه مون تا منو از دور ببینی ... از همون موقع فهمیدم که دل تو هم مبتلا شده به عشق ... چه زیبا بود اون روزا... دوری و دوستی.... اما بعد از دوسال لب به سخن باز کردی و اعتراف کردی که عاشقی. ولی ای کاش به همون دیدارها اکتفا میکردی ....پا پیش نمی گذاشتی و..... من نا امیداززندگی،نا امیداز به هم رسیدنمون ،نا امیدازعبورکردن این همه راه های پر مانع بودم.جواب تو رو رد کردم . ولی تو فهمیده بودی که تو قلبم فقط تو بودی ، فهمیده بودی که عاشقم.باز هم اومدی ......و این بارترسیدم که تورو از دست بدم ترسی همه ی وجودمو گرفت... نگران شدم از اینکه نکنه من تو رو تویی که با تمام وجود پرستیدمت رو از دست بدم .... و اونجا بود که تصمیم گرفتم خیلی صادقانه از  خودم وگذشته ام برای تو بنویسم و برایت بفرستم ................. 

سهم من از عشق تو ای گل من.م. دلبستگی و وابستگی. عادت و اسارت شده ... گل من .م.از گذشته ام برای تو نوشتم ، نوشتم که پشیمانم ولی توهنوزمرا در انتظار بی جوابی جاگذاشته ای ..............

 ای کاش بدونی که توی این سکوت شبانگاهی در انتظار بودن ، در غم توبودن و چشمانی پر از اشک و حسرت ودلی پر از درد چقدر سخته....چقدرسخته!!... دلم برات خیلی تنگ شده.... با این که فقط دو روز از آخرین باری که دیدمت میگذره اما ... اونقدر ناراحت بودی که حتی نیم نگاهی هم به من نکردی ...  با این کارت دلمو بی تاب ترکردی ...میدونم که نوشته هامو خوندی و از من دلگیری اما...........

. چرا درکم نمیکنی ؟چرا منوتوی این انتظار کشنده رها کردی ورفتی بدون اینکه حتی یه نگاهم کنی ..................

کاش بدونی چقدر دلتنگتم ... وقتی بارون میاد، به یادتو با دلی دلتنگ به زیر بارون میرم....تنهای تنها... بدون تو .م.  توکجایی گلم ... تنها به زیر بارون میرم ، میرم که خودمو به دست آبهای روان بدم تا شایداز یاد تو لحظه ای آروم بشم ... اما ... این بارونا،این آبها توروبیشتر به یادم میاره... بیاد اون روزا توی آب یادته ..... دلم بشتر برات تنگ میشه ... گل من چه طور بعد از این همه مدت فراموشت کنم و ازت بگذرم .... تو بگو چه طور ؟ چطور میتونم فراموشت کنم وقتی تو تموم خاطره های شیرین زندگی منی ...  وقتی توتمام زندگی منی ...........

  گل من گوش کن... من اونقدر دوستت دارم که به خاطر تو از آبروم ، از همه چیزم  گذشتم .. خیلی راحت به خاطر تو به همه دروغ گفتم ... اونقدر دوستت دارم که هنوزم نمیتونم وقتی می بینمت توی چشای سیاهت نگاه کنم و بگم گل من .م. دوستت دارم ......... من اونقدر دوستت دارم که چهار ساله وقتی زیباترین لحظه ی سال تحویل میرسه ... تنها خوشحالی من گریه کردن برای رسیدن به توئه ..... تنها همدمای من اشکامو فکرا و رویاهای تو ......من توی دفترم از تو می نویسم از تو.م.از تو که برام معنی زندگی هستی ... از تو که منو خیلی ساده عاشق خودت کردی .... بدون هیچ فاصله ای تورو می نویسم تا که احساس کنم کنارمی .... ول

/ 3 نظر / 29 بازدید
سیما

سلام وبلاک قشنگی دارید .اگر واقعا عاشق هستید دعا می کنم به عشق خود برسی.برای من هم دعا کنید

سیما

سلام وبلاک قشنگی دارید دعا می کنم همه به عشقشون برسن تو هم همینطور

خدیجه

[ماچ][ماچ][گل][گل] سلام عزیزم وبت خیلی نازه وعاشقانه بهم سربزن خوشحال میشم تقدیم به تمومه عاشقا[گل][خداحافظ]