همیشه عاشقتم وعاشقت میمونم

ای همه وجود من              نبود تو نبود من

نمیدونم چرا این روزا این جوری شدم،هر روزعاشقتر میشم.

این روزا.روزای خداییه.روزای جشنه روزای پاک وآسمونیه...خیلی ها توشادی هاشون اونایی رو که دوستشون دارن فراموش میکنن وفقط شاد میشن.........اما من...خدایا... اما من این روزا خیلی بدتر دلم میگره و دوریشو بدتر احساس میکنم..........

خدایاااااااااااااااااااا خودت کمکم کن.....

یه واقعیته که میدونم خدا بهتر از من میدونه.هروقت با خدادرددل میکنم ومیگم خدایا یادشو از دلم،از خاطرم دور کن.....اما خدا خودش بهتر میدونه که ازته دلم نمیگم.

واقعا هرروز بیشترعاشقش میشم نمیتونم دوریشو تحمل کنم.  

میدونم از دست من خیلی ناراحته ولی به خدا همه این کارا به خاطر اینه که خیلی دوستش دارم.

واسه همینه که میخوام از زندگیش برم کنار و با خاطراتش زندگی کنم...

ولی هرگز نمیخوام اون حرفی رو که مقدمه وبلاگم نوشتم(عشق و حسرت) به حقیقت تبدیل بشه.ای کاش نشه...........ولی کم کم داره واقعی میشه....

همون روز خودمو از این دنیای نامرد خلاص میکنم وراحت میشم از این دنیا.

آْره...........به قول یکی از دوستام زندگی برای منم بدجوری یکنواخت شده.

ولی من باترک کردنش یه لحظه هم تو این دنیا شادی وخوشی ندارممممممممممم

اینو بهش قول می دم.                 

           فقط یه جمله دارم براش:

همیشه عاشقتم وعاشقت میمونم    

/ 50 نظر / 31 بازدید
نمایش نظرات قبلی
حسین

خیلی دوست دارم بدونم که الان که آخر سال 89 بازم نسبت به این عتیقه ای که براش اینو دو سال پیش نوشتی همین حس و داری یا نه !

هستی

سلام خیلی حرف دارم واسه گفتن اما.........

رضا بهرامی

سلام وبلاگت قشنگي داري اگه دوست داشتي تبادله لينك كنيم

فاطمه اللهیاری

سلام آره منم خیلی مشتاقم که بدونم الانم همون حس 3 سال پیش رو داری؟ ولی جوابش تقریبا مشخصه نه چون این عشق ها بی معنی هستش و مثل باد میاد و ویران می کنه و مثل باد هم میره و اون عشقی که کم کم بوجود بیاد ماندگاره

امیر محمد

سلام. وبلاگه قشنگی داری. به ما هم سر بزن. منتظره حضورت هستم.[گل][گل]

نجوا

سلام. وب خیلی جالبی دارید . موفق باشی

مجتبی

مطالب قشنگی بود خوشحال میشم به وب منم یه سر بزنی نظر بدی[خنده][پلک][نیشخند]

چشم به راه

سلام وبت خیلی جالبه خوشحال میشم به منم سر بزنی و نظرتو بگی

هدیه

سلام حق باتوئه حرف دلمو زدی

پرویز

[گل]درود بر شما نادیای گرامی[گل] اوه...! 5ساله که نیستی و خبری ازت ندارم و نمیدونم مشکلاتت .. یادش به خیر اولین بار 27 تیرماه 1378ساعت 2:09بعد از ظهر بود که به وبلاگ پرویز اومدی نظر گذاشتی و بسیار بسیارخوشحالم کردی حالا اومدم بهت سر بزنم و بگم که وبلاگ پرویز فراموشت نکرده و و باز هم منتظر حضور و نظرات شماست.وبلاگ پرویز به پشتگرمی شما دوستان قدیمی و حضور دوستان جدید باز هم تلاش خواهد کرد. شاد و سلامت باشی